دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١١ - ٣/ ٥ ٢ غذاى على
پيش داشت، در پيش نگيرم، مىترسم كه به او نپيوندم».
٤٥٢٨. مسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن زرير: در روز عيد قربان، وارد خانه على بن ابى طالب ٧ شدم. شوربايى را جلوى من گذاشت.
گفتم: خداوند، خيرت دهد! اى كاش اين مرغابى را [براى ما آماده مىكردى و] جلوى ما مىگذاشتى! خداوند عز و جل بركت را فراوان ساخته است.
فرمود: «اى پسر زرير! از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" براى خليفه، از مال خدا جز دو ظرف غذا حلال نيست: ظرف غذايى كه خود و خانوادهاش آن را مىخورند و ظرف غذايى كه در پيش مردم مىگذارد"».
٤٥٢٩. المناقب، خوارزمى به نقل از سويد بن غفله: در دار الحكومه، بر على ٧ وارد شدم و ديدم كه نشسته بود و در پيشش كاسه بزرگى بود كه در آن، ماستى ترش بود كه از شدّت ترشى، بوى ترشىاش به دماغم مىخورد و در دستش گرده نانى بود كه پوست جو را روى آن مىديدم ...
فرمود: «پيش بيا و از اين غذاى ما بخور».
گفتم: من روزهام.
فرمود: «از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" هر كس كه روزهاش او را از خوردن غذايى كه هوس كرده، باز دارد، بر خداست كه او را از غذاهاى بهشتى بخورانَد و از آبهاى بهشتى بنوشاند"».
به كنيزش كه در نزد او ايستاده بود گفتم: واى برتو اى فِضّه! از خدا در خصوص اين پيرمرد، نمىترسى؟ چرا غذاى او را از اين سبوسهايى كه مىبينم، پاك نمىكنى؟
گفت: به ما دستور داده كه غذايش را از سبوس، پاك نكنيم.