دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١ - ط طلب باران
تنها در سراشيبى هلاكت قرار گرفتهاند و هر گاه تنها هلاك گردند، دين نيز نابود مىشود.
اى داور بندگان! اى كه زندگىشان را به پيمانه روزىهايشان رقم مىزنى! بين ما و روزىات جدايى ميفكن. ما بر كرامتت معترف شديم. به گناه ما كسانى از بندگانت كه بىگناهاند، گرفتار آمدهاند. به خاطر آنان كه شايسته اجابت دعا قرارشان دادهاى، آن هنگام كه از تو درخواست مىكنيم، بر ما رحم نما.
اى مهربان! از آنچه در آسمان است، بازمان مدار، و رحمتت را بر ما بگستران، و لطفت را بر ما دوباره بازگردان، و سايه حمايتت را بر ما بيفكن، و با عذرپذيرىات به ما رو كن، و به بارانْ سيرابمان كن، و از نااميدانْ قرارمان مده، و به قحطى هلاكمان مساز، و به كردار باطلكاران، ما را مگير.
اى پروردگار! ما را از عداوت در دين و سرزنش كافران باز دار. اى مالك سود و نصرت! اگر دعايمان را بپذيرى، به خاطر گذشت و كَرَم تو و تكميل انعام تو بر ماست، و اگر نپذيرى، نه گناهى از جانب تو در حقّ ما، بلكه به خاطر جنايت ما بر خويشتن است. پيش از آن كه ما را برگردانى، بر ما ببخش، و با برآوردن نياز، آزادمان ساز و بازِمان گردان، اى خدا!
٤٣٥٥. امام على ٧ در دعايى كه بدان باران مىطلبيد: بار خدايا! ما را به ابرهاى رام، و نه ابرهاى سركش، سيراب ساز[١].
٤٣٥٦. امام على ٧ در طلب باران: بار خدايا! كوههاى ما از خشكسالى شكافته و زمين ما غبارآلود گشته است، چارپايانمان تشنهاند و در آغلهاى خود، آشفته، چون زن بچّه مرده، فرياد مىكشند و از رفت و آمد به چراگاهشان و رفتن به آبشخورشان خستهاند.
[١] سيّد رضى پس از آوردن اين سخن على ٧ نوشته است: اين از سخنان بسيار فصيح است؛ چون آن حضرت، ابرهاى همراه با رعد و برق و باد و آذرخش را به شتران سرسختى تشبيه كرده است كه بار از پشت مىافكنند و سوارى نمىدهند، و ابرهاى تهى از رعد و برق و ترسناك را به شتران رامى تشبيه كرده كه شيرشان را به آرامى مىدوشند و بر پشتشان به آسانى مىنشينند.