دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٩ - ٣/ ٢ قرآنشناسى
٤٩١٧. تفسير العيّاشى به نقل از اصبغ بن نُباته: هنگامى كه امير مؤمنان به كوفه آمد، چهل صبح برايشان نماز گزارد و در همه [نمازها]، سوره اعلى را قرائت كرد. منافقان گفتند: سوگند به خدا كه پسر ابو طالب، نمىتواند قرآن را نيكو بخواند و اگر چيزى از قرائت قرآن نيكو مىدانست، سورهاى غير از اين برايمان مىخواند!
اين خبر به وى رسيد. فرمود: «واى بر آنان! من ناسخ قرآن را از منسوخ آن، محكم آن را از متشابه آن، و وصل آن را از فصل آن، و حروف آن را از معانى آن، باز مىشناسم. سوگند به خدا، هيچ حرفى بر محمّد ٦ نازل نشده، مگر آن كه من مىدانم درباره چه كسى و در چه روزى و در چه جايى نازل شده است.
واى بر آنان! آيا اين آيه را نخواندهاند: «قطعا در كتابهاى گذشته، اين [مطلب] هست؛ كتابهاى ابراهيم و موسى». سوگند به خدا [آن دو كتاب]، نزد من است. آن دو كتاب را من از پيامبر خدا به ارث بردهام و پيامبر خدا، آنها را از ابراهيم و موسى ٨ [به من] رسانده است.
واى بر آنان! سوگند به خدا كه خداوند، درباره من نازل كرد كه: «و گوشى شنوا آن را نگه مىدارد». ما نزد پيامبر خدا بوديم و به ما از وحى، خبر مىداد. من فرا مىگرفتم و كسانى ديگر [نيز] آن را فرا مىگرفتند؛ ولى وقتى از نزدش خارج مىشديم، آنها مىگفتند: «چند لحظه پيش، چه گفت»».
٤٩١٨. تاريخ دمشق به نقل از ابن شُبْرُمَه: هيچ كس جز على بن ابى طالب ٧، در بالاى منبر نمىگفت كه از آنچه در درون قرآن است، از من بپرسيد.
٤٩١٩. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از شَعْبى: پس از پيامبر خدا، هيچ كس به كتابِ خدا داناتر از على بن ابى طالب ٧ نبود.