دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥ - ٣/ ٥ ٢ غذاى على
٤٥١٣. تنبيه الخواطر: على ٧ خرمايى [از نوع دقل] خورد و روى آن، آبى نوشيد و آنگاه، با دست، روى شكمش زد و گفت: «هر كس شكمش او را وارد آتش كند، خداوند، او را [از رحمتش] دور سازد!».
٤٥١٤. تنبيه الخواطر: روايت شده است كه خوراك امير مؤمنان، نان جوين و نمكِ ناسوده بود.
٤٥١٥. الكامل فى التاريخ در يادكردِ على ٧: همواره بر كيسهاى كه در آن آرد جو بود و از آن مىخورد، مُهر مىزد و مىفرمود: «دوست ندارم جز آنچه را كه مىدانم، به شكمم وارد كنم».
٤٥١٦. امام باقر ٧: مولاى شما [يعنى امير مؤمنان]، چون بردگان مىنشست و چون بردگان مىخورد. به مردم، نان گندم و گوشت مىخورانْد و خود، نزد خانوادهاش بر مىگشت و نان و روغن مىخورد.
٤٥١٧. امام باقر ٧: على ٧ در كوفه به مردم، نان و گوشت مىخورانْد و خود، غذايى مخصوص داشت. يكى از مردم گفت: ببينيم غذاى امير مؤمنان چيست. وقتى كه مطلع شدند ديدند كه غذاى او تِريد با روغن مخلوط با خرمايى به نام «عَجْوه» است. اين، غذاى او بود و خرماى عجوه را از مدينه برايش مىآوردند.