دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٩ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و بر من رحم كن آنگاه كه اثر من از دنيا برچيده شود و ياد من از بين آفريدگانْ محو گردد و چون كسى كه فراموش شود، از فراموششدگان شوم.
خداى من! سنّ من زياد شده و استخوانم شكننده شده و پير گشتهام. مرگم نزديك شده و روزگارم سپرى گرديده است. زيبايىهايم رفته، شهوتم گذشته و آثار و تبعات [گناهان] من باقى مانده است. جسمم فرسوده شده، بندهاى بدنم از هم گسسته، اعضايم پراكنده شده و در گروِ اعمالم ماندهام.
خداى من! گناهانم درماندهام كرده و زبانم را بُريده و هيچ حجّتى ندارم. خداى من! من به گناهم اقراركننده و به جرمم اعترافكنندهام. اسير بدىها و در گرو عملم هستم. در خطاهايم جسور، و در هدفم سرگشته و رها شدهام. پس بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و بر من تفضّل كن و از من بگذر.
خداى من! اگر در كنار اطاعت تو اعمالم كوچك است، در برابر اميدوارى به تو اميدم بزرگ است.
خداى من! چگونه ناكام و محروم از درگاه تو بازگردم، در حالى كه همه اميدم به تو اين است كه مرا نجات يافته و مشمول رحمت خود بازگردانى؟
خداى من! بر حسن ظنّم به تو، نا اميدى نااميدان را غلبه نخواهم داد. پس درستى اميدم را در بين اميدواران، باطل مساز.
خداى من! جرم من سنگين خواهد بود، اگر تو مؤاخذهكننده آن باشى، و گناهم بزرگ خواهد گشت، اگر تو در برابرش بِايستى، جز آن كه من، هرگاه بزرگى گناهم را و عظمت گذشت و بخشش تو را به ياد مىآورم، از بين آن دو، نتيجهاى كه نزديكتر به رحمت و خشنودى توست، فرا چنگ مىآورم.
خداى من! اگر ترس عذاب تو مرا به آتش مىخوانَد، اميد به حُسن ثواب تو مرا به بهشت مىخوانَد.
خداى من! اگر خطاها مرا از [به دست آوردن] لطفهاى خوب تو به وحشت مىافكنَد، گذشتهاى بزرگ تو مرا به يقين، انس مىدهد.
خداى من! اگر خواب غفلت، مرا از آماده شدن براى ديدارت باز مىدارد، شناخت من از بزرگى نعمتهايت، مرا بيدار مىكند.
خداى من! اگر خِرَدم از ارزيابى آنچه كه به صلاح من است، دور است، يقين من به لطف تو بر من، در آنچه كه به سود من است، دور نيست.
خداى من! اگر روزگار من در تكاپوى آنچه تو دوست مىدارى، صرف نشد، ولى سالهاى گذشتهام را با ايمانْ سپرى كردهام.