دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
٤٤٨٩. على ٧: خداى من! عطاى تو آرزويم را گسترش داده و شكر تو پيش از عمل من است. پس مرا به هنگام فرا رسيدن اجلم به ديدارت شادمان ساز.
خداى من! عذرآورى من به درگاهت، عذرآورى كسى نيست كه از قبول عذرش بىنياز است. پس عذرم را بپذير، اى بهترين كسى كه بدكاران به درگاهش عذر مىآورند!
خداى من! در حاجتى كه عمرم را در خواستن آن از تو گذراندهام كه همانا بخشش باشد، مرا رد مكن.
خداى من! اگر مىخواستى خوارم سازى، هدايتم نمىكردى، و اگر مىخواستى رسوايم كنى، به اعمالم سرپوش نمىافكندى. پس مرا از آنچه به خاطر آن هدايتم كردى، برخوردار فرما و آنچه را به خاطر آن [بر اعمالم] سرپوش گذاشتى، ادامه بده.
خداى من! آنچه از بلايايى كه توصيف كردم و مرا بدانها گرفتار كردى يا بخششى كه به من كردى، همه آنها به خاطرِ لطفى است كه انجام دادى، و اگر مىخواهى آن را تمام كنى، گذشت تو تمامكننده آن است.
خداى من! اگر گناهانى كه مرتكب آنها شدهام نبود، از عِقابت نمىترسيدم، و اگر آگاهىام از كَرَمت نبود، به ثوابت اميد نمىداشتم، و تو با برآوردن آرزوى آرزومندان برترين بخشندگانى، و در گذشتِ از گنهكاران مهربانترين كسى كه مهرش را طالباند.
خداى من! نَفْسم اميدوارم مىكند كه تو مرا مىبخشى. چه آرزوى ميمونى است كه بشارت گذشتت را مىدهد! پس، با كَرَم خود، بشارتهايى را كه آرزو مىكند، محقّق كن و به بخشش خود، ويرانگرىهايى را كه مرتكب شده، بر من ببخش.
خداى من! خوبىها مرا در بين بخشش و كَرَمت افكنده است و بدىها بين گذشت و بخششت. اميدوارم كه بدكار و نيكوكار در بين اين دو، ضايع نشوند.
خداى من! اگر ايمان به يگانگى تو برايم گواهى دهد و زبانم به تمجيد تو سخن گويد و قرآن، مرا به بخششهاى ارزشمندت راهنمايى كند، چه سان اميدم به حُسن وعدههايت خشنود نباشد؟
خداى من! پياپى آمدنِ احسان تو بر من، مرا بر حُسن نظر تو بر من راهنمايى مىكند. پس چگونه كسى كه نظر تو بر او نيكوست، بدبخت خواهد بود؟