منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
شدند نتيجه وواكنش عمل آنان بوده است و هرگز خدا با اين عمل، بر آنها ستم نكرد.
بنابراين اگر شما هم به نداى موسى لبيك نگفتيد گرفتار همان عكس العمل خواهيد بود و چنين سرنوشت وكيفر دادن عين عدل و داد بوده و برخاسته از ظلم و ستم نخواهد بود.
بنابراين ، آيه ناظر به تبيين كيفرهاى الهى است و مسلماً خدا در كيفر دادن عادل و دادگر است و اين مطلب ارتباطى به مسأله كلامى ندارد.
و امّا دو آيه ديگر نيز از موضوع بحث ما بيرون است، زيرا در آنها راضى نبودن خدا نسبت به كفر و فساد مطرح است نه اراده تكوينى، و اين مطلب در برخى از روايات پيشوايان معصوم وارد شده است، در برخى از روايات آمده كه اراده و مشيت و رضا و خرسندى از نظر گسترش متعلق، متفاوت مى باشند و متعلق اراده او گسترده در حالى كه متعلق رضا و خرسندى او به آن گستردگى نيست و دليل اين تفصيل روشن است زيرا به حكم اين كه در جهان خالق اصيل و موحد مستقل جز خدا نيست كفر كافران نمى تواند دور از قلمرو اراده او باشد، امّا در عين حال او دوستدار كفر انسانها نيست اينك ضمن هر دو روايت:
١. فضيل بن يسار مى گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مى فرمود:
«شاء وأراد ولم يُحبّ ولم يرضَ، لا يكون شىء إلاّ بعلمه وأراد مثل ذلك، ولم يحب أن يقال له ثالث ثلاثة، ولم يرض لعباده الكفر».[١]
«خداوند (برخى از كارها را) اراده كرده ولى آن را دوست نداشته و از آن راضى نيست آنگاه فرمود: اراده خدا مانند علم او گسترده است و به همه چيز
[١] توحيد صدوق، باب مشيت و اراده، ص ٣٣٩، حديث ٩.