منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣١
بود كه پشتيبانى خود را از هدف مقدس پيامبر اعلام كرد، در اين موقع پيامبر، دست خود را بر دست على (عليه السلام) زد وجمله تاريخى خود را در مجلس بزرگان بنى هاشم درباره على (عليه السلام)القا نمود وگفت:
«انّ هذا أخي ووصيّي وخليفتي فيكم».[١]
«هان اى خويشاوندان و بستگان من! بدانيد كه على برادر ووصى و خليفه من در ميان شماست».
بنابه نقل سيره حلبى، دو لفظ ديگر نيز افزود و گفت: «ووزيرى ووارثى; يعنى : وزير ووارث من نيز مى باشد».
از اين راه نخستين وصى اسلام به وسيله آخرين سفير الهى، در آغاز رسالت كه هنوز جز گروه كمى به آيين وى نگرويده بود تعيين گرديد.
از اينكه پيامبر، نبوت خود و امامت على (عليه السلام) را همزمان اعلام كرد و روزى كه به بستگان خود گفت: مردم! من پيامبر خدا هستم، همان روز نيز فرمود: كه على (عليه السلام) وصى وجانشين من است، مى توان مقام و موقعيت امامت را به نحو روشن ارزيابى نمود، و اينكه اين دو مقام از يك ديگر جدا نبوده، و همواره دومى مكمل برنامه رسالت است.
اين حديث در اصطلاح محدثان به حديث «بدء الدعوه» يا «حديث الدار» معروف است و دلالت آن بر ولايت و خلافت على پس از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روشن است و اين مى رساند كه از روز نخست، منصب امامت بسان نبوت، مقام تنصيصى است نه اختيارى و يا انتخابى، شگفت آور اين كه برخى از مورخين حديث رسول خدا (صلى الله عليه وآله) را در تاريخ خود به نحو صحيح آورده ولى در
[١] تاريخ طبرى:٢/٢١٦; كامل ابن اثير:٢/٢٤ ; سيره حلبى:١/٣٢١; شرح شفاى قاضى عياض:٣/٣٧ و غيره.