منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٩
لَقَدْتَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ) .[١]
(«به گروه بت پرست گفته مى شود) چرا ما شفيعان شما را كه آنها را شريكان «خدا» مى پنداشتيد ، نمى بينيم ، پيوندهاى شما با آنها قطع شد و آنچه درباره اين بت ها تصور مى نموديد (شريكان خدا مى دانستيد) باطل گرديد».
٢. (وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِى السَّماواتِ وَلا فِى الأَرْضِ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ) .[٢]
«موجوداتى را مى پرستند كه ضرر و سودى به آنها نمى رساند، و مى گويند آنها شفيعان ما در پيشگاه خداوند مى باشند بگو آيا خبر از چيزى مى دهيد كه در آسمانها و زمين خدا از آن خبر ندارد، پيراسته است خدا از آنچه براى او شريك قرار مى دهيد».
٣. (وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكائِهِمْ شُفعَاؤُا وَكانُوا بِشُركائِهِمْ كافِرينَ).[٣]
(«روز رستاخيز) از ميان بت هايى كه مى پرستيدند و شريك خداوند تصور مى كردند، شفيعانى براى آنان نبود (آنان در آن روز) معبودن بودن آنها را انكار مى نمايند».
٤. (أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعاءَ قُلْ أَوَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَلا يَعْقِلُونَ) .[٤]
«بلكه آنان شفيعانى جز خدا اتخاذ نموده اند، بگو با اين كه آنها مالك چيزى نبوده و تعقلى ندارند(باز آنها را شفيع مى پنداريد)».
[١] انعام/٩٤.
[٢] يونس/١٨.
[٣] روم/١٣.
[٤] زمر/٤٣.