منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٥
مى كردند كه در آن جهان نيز بسان اين دنيا، مى توان در پرتو پيوند دوستى و انواع وسائل ديگر از عذاب الهى نجات يافت همانطور كه در گذشته توضيح داديم.
و به عبارت ديگر اين نوع آيات مربوط به آن دسته از شفاعت ها است كه بدون اذن و رضايت پروردگار صورت بگيرد وبس و نفى اين نوع شفاعت ها گواه بر نفى شفاعت به طور مطلق در روز بازپسين نمى گردد.
آيه اى كه نافى بهره رسانى شفاعت است راجع به طايفه خاصى از مجرمان است كه روز رستاخيز را انكار كرده و به اصول اسلام اعتقاد نداشتند و آيات قبلى بر اين مطلب گواهى مى دهد چنان كه مى فرمايد:
(وَكُنّا نُكَذِّبُ بِيَومِ الدِّين* حَتّى أَتانَا اليَقينُ* فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشّافِعينَ) .[١]
«ما روز رستاخيز را انكار مى كرديم تا اين كه مرگ فرا رسيد و يقين به قيامت پيدا كرديم ديگر شفاعت شافعان مفيد واقع نمى گردد».
به طور مسلم نفى بهره رسانى شفاعت در حقّ گروه كافر، گواه بر نفى آن در حقّ افراد با ايمان نخواهد بود.
نكته مهم در اين انتقاد، قسمت سوم آن است كه آيا يك چنين استثناها دليل بر صدور اذن از خدا است يا اين كه گواه بر امكان آن است؟ انتقاد كننده مى گويد در اين موارد بيش از امكان، مطلب ديگرى استفاده نمى شود.
با مراجعه به قواعد عربى و بررسى موارد استعمال (إِلاّ) در آيات مشابه آيات شفاعت روشن مى گردد كه چنين استثناها گواه بر وقوع (مستثنى است) نه بر امكان آن.
اصولاً بحث درباره امكان و امتناع شفاعت و تفسير آيات آن از طريق
[١] مدثر/٤٦ـ ٤٨.