منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥١
«هر كس به سخن گوينده اى گوش دهد، او را پرستيده است هرگاه گوينده از خدا سخن مى گويد خدا را پرستش نموده و اگر از غير خدا سخن مى راند او را پرستش كرده است».
ناگفته پيدا است اين نوع استعمالات يك نوع مجازگويى و مبالغه در اهميت مطلب است و هرگز معنى واقعى عبادت كه ملاك توحيد و شرك است اين نيست .
در اصطلاح به افرادى كه در اعمال غريزه جنسى و يا خوردن و نوشيدن افراط مىورزند مى گويند: فلانى شهوت پرست و يا شكم پرست است عين همين تعبير در زبان عربى نيز وارد است مى گويند: عبد الشهوة، عبد البطن.
بنابراين، عبادت معنى حقيقى دارد كه انجام آن براى غير خدا حرام است و معنى مجازى دارد كه از دايره تحريم عبادت براى غير خدا، خارج مى باشد.
گواه بر اين كه مطلق خضوع و احترام پرستش نيست بلكه علاوه بر نهايت تذلل بايد قيافه عمل طورى باشد كه خضوع كننده، طرف را فاعل مختار و مالك حقيقى امور دنيا وآخرت بداند اين است كه خداوند به فرشتگان فرمان داد كه بر آدم سجده كنند، و همچنين يعقوب با همسر و فرزندانش در برابر يوسف سجده كردند اگر واقعاً مطلق خضوع حتى به شكل سجده پرستش بود، هرگز خدا به فرشتگان دستور نمى داد كه يك چنين شرك و كفر را مرتكب گردند و هرگز پيامبر معصوم مانند يعقوب (عليه السلام) آن را انجام نمى داد، زيرا ساحت مقدس خدا و پيامبران پيراسته تر از آن است كه فرمان به كار قبيح بدهند و يا آن را مرتكب گردند.
آرى در آيين مقدس اسلام سجده بر هر كس حتى بسان سجده يعقوب بر يوسف جايز نيست و اين نه از آن نظر كه شرك و كفر است بلكه در عين اين كه شرك نيست به خاطر علتى ديگر تحريم گرديده است.
لفظ «دعا» بعينه دچار سرنوشت لفظ «عبادت» مى باشد همگى مى دانيم