منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
صاحب بن عباد(٣٢٩ـ٣٨٦) مضمون آيه را كه شعار عدليه است در قالب شعر ريخته و مى گويد:
لو شُقَّ عن قلبى يُرى وُسْطَه *** سطران قد خُطّا بلا كاتب
العدل والتوحيد فى جانب *** وحبّ أهل البيت فى جانب[١]
اگر، قلب من شكافته گردد، در ميانه آن دو ديده مى شود كه بدون نويسنده اى نوشته شده است:عدل و توحيد در يك سو و دوستى خاندان رسول در سوى ديگر.
و از روزگار ديرينه شعار پيروان على (عليه السلام) توحيد و عدل، و شعار امويان جبر و تشبيه خدا به ممكنات بوده است چنانكه مى گويند: «العدلُ والتوحيدُ علويّان والجبرُ و التشبيه أُمويّان».
قرآن براى بيان پيراستگى قرآن از هر نوع ظلم و ستم، از لفظ «ظَلاّم» بهره گرفته و مى فرمايد:(وَلَيْسَ بِظَلاّم لِلْعَبيدِ) [٢] و اين نوع صيغه در دو مورد به كار مى رود، گاهى براى بيان كثرت، و به اصطلاح مبالغه مانند: لفظ «علاّم» و «علامه» و گاهى براى بيان نسبت مانند : عطار و مقصود از آن در آيه معنى دوم است و هدف آيه اين است كه هيچ نوع نسبتى ميان خدا و ستم وجود ندارد، چنانكه عرب در مقام نكوهش تيراندازى مى گويند: «وليس نبال» يعنى فلانى تيرانداز نيست يعنى هيچ نوع آگاهى از فن ندارد.
در ديد حسّى بشر،چيزى كوچكتر از «ذره» نيست، قرآن براى تقريب پيراستگى خدا، به ذهن مخاطبان از اين واژه بهره مى گيرد و مى فرمايد:
(إِنَّ اللّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرّة...) .
[١] طبقات الفقهاء:٤/١٠٩.
[٢] آل عمران/١٨.