منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٤
نمايندگان پيش از آن كه وارد مذاكره شوند، اظهار كردند كه وقت نماز آنان رسيده است، پيامبر اجازه داد كه نمازهاى خود را در مسجد مدينه در حالى كه رو به مشرق ايستاده بودند بخوانند.[١]
سيره نويس معروف برهان الدين حلبى مى نويسد: پيامبر به آنان گفت من شما را به آيين و پرستش خداى يگانه ، و تسليم در برابر اوامر او دعوت مى كنم، سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند.
آنان در پاسخ گفتند اگر مقصود از اسلام ايمان به خداى يگانه است ما قبلاً به او ايمان آورده و به احكام وى عمل مى نماييم.
پيامبر در پاسخ آنان گفت: اسلام علايمى دارد چگونه مى گوييد خداى يگانه را پرستش مى كنيد در صورتى كه شماها صليب را مى پرستيد و از خوردن گوشت خوك پرهيز نمى كنيد و مسيح را فرزند خدا مى دانيد.
نمايندگان «نجران» گفتند آرى او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم، بدون نزديكى با كسى، او را به دنيا آورد، ناچار بايد او فرزند خدا باشد در اين موقع فرشته وحى بر پيامبر نازل شد و اين آيه را آورد:
(إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُراب ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونَ) .[٢]
«تولد عيسى ازمادر بدون آن كه كسى با او نزديكى كند نزد خدا همچون آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود: موجود باش او هم فوراً موجود شد (بنابراين ولادت مسيح بدون پدر دليل بر الوهيت اونيست)».
مسيحيان نجران در مقابل منطق وحى ناگزير شدند راه مجادله در پيش گيرند و پيشنهاد مباهله داده اند، در آن موقع پيك الهى نازل شد پيامبر را نيز به
[١] سيره حلبى: ٣/٢٣٩.
[٢] آل عمران/٥٩.