منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٢
مورد شفاعت «گناه» مى باشد.
به عبارت ديگر، شفاعت همان كمك كردن اولياى خدا است با اذن خدا، به افرادى كه در عين گنهكار بودن پيوند ايمانى خود رابا خداوند، و پيوند معنوى خويش را با اولياى خدا قطع نكرده اند.
و به يك معنى شفاعت اين است كه يك موجود مادون كه استعداد جهش و پيشرفت دارد، از موجود بالا، به صورت يك امر قانونى، استمداد ومدد طلبد، البته مددخواه از نظر كمال روحى بايد به حدّى سقوط نكند كه نيروى جهش و تكامل را از دست بدهد، و امكان تبديل او به يك انسان پاك از ميان برود.
عقيده به شفاعت به اندازه اى در ميان مسلمانان رسوخ دارد كه هر كجا برويم و از هر كه بپرسيم اين اعتقاد را از عقايد اسلامى خويش مى شمارد، و در اصالت آن از نظر اسلام هيچ گونه ترديدى نشان نمى دهد. همه مى بينيم كه در مواقع راز و نياز مسلمانها با خدا، و نيز در كنار قبر پيشوايان بزرگ اسلام دلها و انديشه هاى افراد گنهكار، به سوى شفيعان درگاه الهى كشيده مى شود و از آنان مى خواهند كه از پيشگاه خداى بزرگ بخواهند تا مورد عفو و رحمت الهى قرار گيرند.
يك چنين عقيده راسخ وپا بر جا، نمى تواند ساختگى و غير اصيل باشد، قطعاً توجه جامعه اسلامى به سوى اين عقيده معلول ورود آن در قرآن مجيد و احاديث اسلامى است، زيرا معنى ندارد يك جمعيت بيش از يك ميليارد نفرى وبخصوص دانشمندان آنها، به دنبال عقيده اى بروند كه هرگز در كتاب آسمانى ومدارك دينى آنها وارد نشده باشد.
البته بايد اعتراف كرد كه اين مسأله اصيل اسلامى بسان برخى ديگر از