منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤
شأن نزول آيه را به صورتى كه نقل گرديد، شخصيت هاى برجسته اى از صحابه مانند خود امام، ابن عباس، عمار، جابر، ابو رافع، انس بن مالك، و عبداللّه بن سلام نقل كرده اند.[١]
شيوه استدلال با اين آيه بسيار روشن است زيرا مقصود از ولى همان متصرف و سرپرست و آن كسى است كه برخود انسان اولويت دارد نه دوست، گواه اين مطلب اين است كه ولايت را مقيد به فردى كرده است كه در حال ركوع صدقه مى دهد، و اگر مقصود از ولايت دوست بود اين اختصاص به فردى، اختصاص نداشت زيرا همه مؤمنان به حكم آيه:
(وَالْمُؤمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَولياءُبَعْض...) [٢] دوست و ياور يكديگرند.
از اين جهت براى ولى در آيه معنايى جز همين ولى و سرپرست نيست.
خلاصه از اين كه آيه ولايت را بر سه نفر منحصر مى كند خدا و پيامبر و كسانى كه در حال ركوع صدقه مى دهند، حاكى از اين است كه اين ولايت غير از اين ولايت عمومى همه مؤمنان نسبت به يكديگر است، و آن جز ولايت عامه و متصرف در امور كس ديگرى نيست.
حديثى كه در مورد اميرمؤمنان وارد شده است مؤيد اين مطلب است پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)فرمود:
«يا علىّ أَنْتَ ولىُّ كلّ مؤمن من بعدى».[٣]
«اى على! تو پس از من ولى هر فرد با ايمان هستى».
[١] كنز العمال، ص ٤٠٥، حديث شماره ١٣٧; تفسير فخر رازى:١٢/٢٦; تفسير نيشابورى:٦/١٥٤.
[٢] توبه/٧١.
[٣] مسند احمد:٤/٤٣٧; مستدرك حاكم:٣/١١١.