منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤١
انس با صرافت طبع از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) درخواست شفاعت مى كند، وى نيز مى پذيرد. و هرگز به خاطر انس در اين درخواست اشكالى خطور نمى كند،و پيامبر نيز نه تنها او را از اين درخواست نهى نمى كند، بلكه به او نويد عمل مى دهد.
سواد بن عازب از ياران پيامبر (صلى الله عليه وآله) است در ضمن اشعارى از پيامبر درخواست شفاعت مى كند ومى گويد:
فكن لى شفيعاً يوم لا ذو شفاعة *** بمغن فتيلا عن سواد بن عازب
«اى پيامبر گرامى روز رستاخيز شفيع من باش روزى كه شفاعت ديگران به حال سواد بن عازب مفيد و سودمند نخواهد بود».
مردى به نام«تبع» از قبيله حمير پيش از تولد پيامبر شنيده بود كه به همين زودى پيامبرى از سرزمين عربستان از جانب خدا برانگيخته خواهد شد وى پيش از مرگ نامه اى تنظيم كرد و از نزديكان خود درخواست نمود اگر روزى چنين پيامبرى مبعوث به رسالت شد، نامه مرا به او برسانيد و در آن نامه چنين نوشته بود:
«وإن لم أدركك فاشفع لى يوم القيامة ولا تنسنى».
«اگر عمرم وفا نكرد و پيش از درك تو درگذشتم، در آخرت درباره من شفاعت بنما و مرا فراموش مكن».
وقتى نامه به دست پيامبر (صلى الله عليه وآله) رسيد سه مرتبه فرمود:
«مرحباً بِتُبَّع الأخ الصالح»
« آفرين بر (تبع) برادر صالح».
هرگاه درخواست شفاعت از پيامبر شرك بود، هرگز پيامبر او را برادر خود نمى خواند و سه مرتبه بر او آفرين نمى گفت.