منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥
قرآن منادى اختيار است
در اينكه قرآن منادى اختيار است جاى سخن نيست و به عناوين گوناگون او را در انجام كارهاى مسئوليت زا مختار و آزاد معرفى مى كند:
١. (إِنّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَإِمّا كَفُوراً) .[١]
«ما طريق حق و باطل را به انسان ارائه كرديم و در نتيجه او با كمال آگاهى و اختيار در مقابل نعمت هاى الهى يا شكرگزار و يا كفر ورز است».
٢. (قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفسِى وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحى إِلَىَّ ربّى إِنَّهُ سَميعٌ قَريبٌ).
«[٢]بگو اگر گمراه شده ام به زيان خويش گمراه گشته ام، و اگر راه يافته ام به خاطر چيزى است كه خدا به من الهام كرده است او شنوا و نزديك است».
آيه ياد شده عامل ضلالت را خود انسان مى داند نه خدا، در حالى كه هدايت را به خدا نسبت داده و او را هادى معرفى مى كند و نكته آن اين است كه خدا تمام ابزار هدايت را از فطرت و عقل گرفته تا اعزام پيامبران و مصلحان در اختيار بشر نهاده است و اگر فردى از اين سرمايه علمى بهره گرفت خدا او را هدايت كرده است و اما اگر به خاطر خودخواهى ها و تمايلات نفسانى از بهره گيرى سرباز زد طبعاً خود او عامل گمراهى خود بوده است.
٣. (وَقُلِ الحَقّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر...).[٣]
«بگو حق از جانب خدا فرو فرستاده شد هر كه بخواهد ايمان بياورد، و هر كه نخواهد كفر بورزد».
[١] انسان/٣.
[٢] سبأ/٥٠.
[٣] كهف/٢٩.