منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٢
جمله (وَمَنْ كَفَرَ) به جاى جمله «ومن لم يحج» قرار گرفته است وعلت اين كه خداوند مطلب را با جمله (مَنْ كَفَرَ) ادا نموده اين است كه روشن سازد كه اداى فريضه حج آن چنان اهميت دارد كه ترك آن، به منزله كفر به خدا تلقى مى گردد.[١]
با توجه به اين مطلب مى توان گفت: آيه ناظر به نفى شفاعت درمورد گروهى است كه اصلاً ايمان نياورده اند و اگر هم ايمان دارند ايمان آنان آنچنان ضعيف است كه آنها را بر اداى يك چنين فريضه بزرگ اسلامى تحريك نمى كند و به طور مسلم هر دو دسته به حكم آيه از شفاعت محروم خواهند بود.
به خواست خداوند در بحث هاى آينده ثابت خواهيم نمود كه شفاعت پيامبران وصالحان درباره آن گروهى است كه براى شفاعت قابليت و استعداد داشته باشند، و پيوند ايمانى خود را با خدا قطع نكرده و ارتباط معنوى آنان با عزيزان درگاه الهى باقى مانده باشد و گروهى كه آيه از آنها نفى شفاعت مى كند يا كافر و غير مؤمن هستند و يا مسلمانند ولى زكات مال خود را نمى پردازند و اين دو گروه شايسته شفاعت نيستند، و اين، دليل بر نفى شفاعت از ديگران نمى گردد.
گروه دوم
آياتى است كه شفاعت مورد نظر يهود را نفى مى كند، زيرا آنان در باره شفاعت عقيده خاصى داشتند كه هم اكنون توضيح داده مى شود، آيات مربوط به اين قسمت عبارتند از:
١. (وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَيْئاً وَلا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ
[١] كشّاف:١/٢٩١.