منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
صراحت هر چه كاملتر مى فرمايد:
(قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِى السَّماواتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاّ اللّهُ...) .[١]
«بگو غيب آسمانها و زمين را جز خدا كسى نمى داند».
در برابر اين گروه از آيات، آياتى داريم كه آشكارا مى رساند كه خدا پيامبران خود را بر امور پنهانى آگاه مى سازد مانند:
(...وَما كانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبى مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَامِنُوا بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ) .[٢]
«هرگز خداوند شماها را بر غيب مسلط نمى سازد، ولى هر فردى از پيامبران را بخواهد، غيب را به او مى آموزد پس به خدا و پيامبر او ايمان بياوريد. اگر مؤمن و پرهيزكار باشيد براى شما پاداش بزرگى است».
اين نوع اطلاع پيامبران از امور پنهانى با توجه به اين كه علم پيامبران پرتوى از علم و اطلاع او است، منافاتى با مختص بودن علم غيب به خدا ندارد، زيرا علم گروه دوم مكتسب از اولى است.
درباره شفاعت نيز مطلب از همين قرار است، آياتى كه صريحاً مى رسانند كه گروهى به اذن الهى شفاعت خواهند كرد، شفاعت اين گروه را از دو نظر محدود ساخته است.
اوّلاً: بدون اذن الهى چنين كارى از آنان ساخته نيست و تا اراده حكيمانه خداوند بر شفاعت آنان تعلق نگيرد، نمى توانند شفاعت كنند.
استاد عاليقدر علاّمه طباطبايى درباره نسبت اين دو نوع آيات كه يكى شفاعت را مخصوص خدا دانسته و ديگرى به غير او به اذن وى نسبت مى دهد
[١] نمل/٦٥.
[٢] آل عمران/١٧٩ و آيات ديگرى نيز در اين زمينه وارد شده است.