منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٩
و عقيده مسلم اسلام است كه خلود وجاودانى بودن بهشتيان را در بهشت مسلم و قطعى مى سازد.
و اگر اين قرائن در كار نبود هرگز اين دو استثنا را به طور امكان تفسير نمى كرديم ولى اين قرائن در آيات مربوط به شفاعت وجود ندارد، اگر نگوييم قراين بر خلاف اين تفسير گواهى مى دهند.
٢. اين احتمال با روايات متواتر شفاعت به هيچ نحو سازگار نيست، زيرا مفاد احاديث اسلامى پيرامون شفاعت، گواه بر تحقق آن مى باشد تا آنجا كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) در خبرى كه محدثان سنى و شيعه نقل كرده اند فرموده است:
«ادخرتُ شَفاعَتى لأَهْلِ الْكَبائرِ مِنْ أُمّتى».[١]
«من شفاعتم را براى مرتكبان كباير از امت خويش ذخيره كرده ام».
آيا معنى اين جمله ، اين است كه احتمال دارد من شفاعت بكنم و احتمال دارد نكنم، يا اين كه پيامبر در اين خبر به طور قطعى از شفاعت خويش در روز قيامت درباره گروه مزبور گزارش مى دهد؟ به طور مسلم معنى دوم مقصود است.
اشكال چهارم
شفاعت :نجات در پرتو تبليغ پيامبران
معنى شفاعت اين است كه پيامبران از طريق تبليغ احكام خدا و نماياندن راه سعادت و خوشبختى، مقدمات نجات بندگان را فراهم آورده اند.
[١] مجمع البيان:١/١٠٤. مرحوم طبرسى در اينجا مى نويسد اين روايت را همه مسلمانان قبول دارند.