منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٦
به حق و حقيقت گواهى مى دهند روز رستاخيز شفاعت خواهند كرد.
آنجا كه مى فرمايد:
(وَلا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) .[١]
«كسانى كه غير خدا را مى پرستند، از شفاعت معبودهاى خود بهره اى نمى برند مگر آن كسانى كه به حقيقت توحيد گواهى دهند و از حقيقت آن آگاه گردند».
لفظ «الاّ» كه از حروف استثنا است گواه روشن بر شفاعت كردن آن گروهى است كه به وحدانيت خدا گواهى مى دهند.
اكنون اين سؤال پيش مى آيد: حالا كه خداوند به برخى از اولياى خود چنين حقى را لطف فرموده و اجازه داده است كه شفاعت كنند چه اشكال دارد كه گنهكارى از چنين شخصى كه به اذن الهى حقّ شفاعت دارد درخواست شفاعت كند در اين صورت هرگاه فرد درخواست كننده واجد شرايط شفاعت باشد، و در عِداد افرادى كه خدا به آنان اذن داده است كه درباره آنان شفاعت كنند، دعاى او پذيرفته مى شود، و در غير اين صورت مردود گردد.
خنده آور جمله اى است كه رئيس فرقه وهابى ها مى گويد: خداوند به اولياى خود حق شفاعت داده است امّا ما را از درخواست آن باز داشته است.[٢]
اوّلاً: خداوند در كدام آيه ما را از درخواست شفاعت از شافعان راستين بازداشته است؟ اگر اين بازدارى به خاطر اين است كه چنين درخواستى شرك است، به طور روشن ثابت نموديم كه هرگز چنين درخواستى عبادت و پرستش
[١] زخرف/٨٦.
[٢] كشف الارتياب، ص ٢٤١، نقل از كتاب «كشف الشبهات» محمد بن عبد الوهاب، ص ٦٢.