منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٠
دنيا و آخرت بدانيم، هرگاه از فردى چيزى به اين صورت بخواهيم چنان كه آن فرد، غير خدا باشد، چنين كارى شرك و دوگانگى خواهد بود.
آرى گاهى در لسان شرع از طريق مجاز و به عنوان مبالغه به مطلق اطاعت و پيروى از كسى، عبادت و پرستش گفته شده است مانند:
(أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً) .[١]
«آيا كسى كه هوى و هوس خود را معبود خود قرار دهد ديدى آيا تو وكيل او هستى».
در اين آيه اطاعت از هوى و هوس نفسانى يك نوع هواپرستى خوانده شده تو گويى هواى نفس، معبود انسان و خود او عابد و پرستنده آن مى باشد.
قرآن مجيد يهوديان و مسيحيان را مذمت مى كند كه علما و راهب هاى خود را «خدايان» اتخاذ نموده اند چنان كه مى فرمايد:
(إِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ...) .[٢]
«آنان دانشمندان و راهب هاى خود را خدايانى قرار داده اند».
ناگفته پيداست كه جامعه كليمى و مسيحى هرگز اين دو گروه را پرستش نمى كردند امّا چون از دستورهاى آنان بى چون وچرا پيروى مى كردند قرآن مجيد نام چنين اطاعت و پيروى را پرستش آنان و خود آنان را ارباب معرفى كرده است.
در حديثى وارد شده است:
«من أصغى إلى ناطق فقد عبده فإن كان ينطق عن اللّه فقد عبد اللّه و إن كان ينطق عن غير اللّه فقد عبد غير اللّه».[٣]
[١] فرقان/٤٣.
[٢] توبه/٣١.
[٣] سفينة البحار، ماده «عبد».