منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
معارف بلند آن، با برخى از پيرايه هاى غلط همراه شده است، و از همين رو بر دانشمندان است كه مردم را در اين زمينه روشن سازند ومطالب اصيل اسلامى را از غير آن جدا نمايند.
مسأله شفاعت وكمك كردن موجود عالى به فرد پايين، غير از مسأله پارتى بازى و وسيله تراشى ظالمانه دستگاههاى طاغوتى بشرى است ، حالا اگر يك فرد نا اهل يا گروه غير وارد، اين اصل اسلامى را از محور صحيح آن منحرف كرده، و چهره آن را كريه ساخته اند، مربوط به انديشه صحيح اسلامى نيست.
برخى شايد چنين تصور كنند: روز رستاخيز شافعان راستين الهى، يزيدها و حجاج ها و چنگيزها را زير بال و پر شفاعت خود قرار خواهند داد، و همه آنان از حوزه معنويت ونورانيت شافعان بهره مند گرديده، و در كانون وجود آنان جهشى به سوى پاكى پيدا خواهد شد.
ولى آنان در اين انديشه سخت در اشتباهند، زيرا شفاعت شافعان واقعى از آن كسانى است كه در روح و روان آنان نيروى جهش به سوى كمال و پاكى باشد، ولى كسانى كه در سراسر وجود آنان نقطه قوت وكمالى پيدا نمى شود، هرگز نورانيت شافعان; وجود تاريك آنان را روشن نخواهد كرد.
درباره تبيين شفاعت، از تمثيل زير استفاده مى كنيم: مردى را فرض كنيم كه پاسى از عمر خود را در فساد وناپاكى گذرانده است ولى بر اثر برخورد با صالحان وپاكان، جرقه اى در دل او روشن گرديده، و انقلابى در او پديد مى آيد، و او را انسان ديگرى مى سازد. مشابه اين جريان را درباره انسان هاى اخروى بينديشيم، انسان هايى كه در روح وروان آنان آلودگى وجود دارد ولى در عين حال نيروى جهش به سوى كمال از روان آنان به كلى رخت برنبسته است، در اين موقع بر اثر برخورد با شخصيت هاى سازنده الهى و قرار گرفتن درحوزه