منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٣
قطعى است، بپيمايد يا غذايى را به خاطر مسموم بودنش ترك كند ولى مشابه آن را تناول كند؟».[١]
٢. در حالى كه ابوهاشم بر تبعيض ناپذيرى توبه اصرار مىورزد، پدر وى يعنى ابوعلى جبايى متوفاى (٣٠٣) كاملاً آن را تبعيض پذير دانسته و بر آن چنين استدلال مى كند:
«فرض كنيد كافرى است كه با انواع معاصى (علاوه بر كفر) ارتباط داشته باشد، ولى سعادت نصيب او گردد و مى خواهد به آيين توحيد باز گردد وبا همه كارهاى زشت وداع نمايد، جز يكى، مثلاً دروغ گفتن. در اينجا سؤال مى شود: آيا چنين موضوعى امكان پذير است يا نه؟ طبعاً بايد گفت: آرى، در حالى كه آنچه ابوهاشم آن را محال وممتنع مى انديشيد، در اين مثال محقق است. زيرا او كفر و ديگر گناهان را به خاطر قبح و زشتى آن ترك مى گويد، در حالى كه همان قبح و زشتى در دروغ هم تحقق دارد، امّا به علل روحى وروانى ويا مادى و دنيوى از آن دست بر نمى دارد. اگر سخن ابوهاشم صحيح و استوار باشد، بايد بگوييم كه چنين كافرى مسلمان نشده و بر كفر خود باقى است، در حالى كه هيچ فقيهى نمى تواند چنين انسانى را كافر بخواند.
البته در اين جا، سخن از هر دو طرف زياد رد وبدل شده كه نقل آنها مايه گستردگى سخن مى شود. ولى ما فكر مى كنيم كه مشكل را بايد از راه ديگر حل كرد وبا تكثير مثال آن هم به صورت مثال هاى نقضى گره گشوده نمى شود.
در اين جا، سخن حق، همان است كه مرحوم محقق طوسى در تجريد آورده و از نظر روانشناسى نيز بسيار سخن ارزنده است. و آن اين كه:
در اين كه همه گناهان زشت و قبيح مى باشند، سخنى نيست. ولى در
[١] شرح اصول خمسه، ص ٧٩٤.