منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٥
مباهله مأمور ساخت، طرفين به فيصله دادن مسأله از طريق مباهله آماده شدند و قرار شد فردا همگى براى مباهله حاضر و آماده شوند.
وقت «مباهله» فرا رسيد و قرار بود كه مباهله در نقطه اى خارج از شهر مدينه در دامنه صحرا انجام گيرد پيامبر از ميان مسلمانان و بستگان زياد فقط چهار نفر را براى مباهله برگزيد و اين چهار تن جز على و فاطمه و حسن وحسين (عليهم السلام) كسى ديگر نبود.
سران هيئت نمايندگى نجران با يكديگر گفتگو مى كردند ومى گفتند اگر محمد با شكوه مادى به ميدان مباهله وارد شود، اعتمادى به ادعاى او نيست، و اگر به وضع ساده همراه عزيزانش گام به صحراى مباهله گذارد عمل او گواه بر اعتماد او به نبوت خويش است تا آنجا كه عزيزان خود را به ميدان مباهله آورده است، هنوز در اين گفتگو بودند كه چهره هاى معصومى براى آنان آشكار گشت همگى با هم گفتند اين مرد به دعوت خود اعتقاد راسخ دارد، وگرنه يك فرد دروغگو يا شاك عزيزان خود را در معرض بلاى آسمانى قرار نمى دهد، و لذا با ديدن اين وضع وارد شور شدند و از مباهله منصرف گشتند ، قرار شد هر سال مبلغى به عنوان جزيه (ماليات سرانه) بپردازند و در برابر آن حكومت اسلامى از مال و جان آنان دفاع كند.
عايشه مى گويد: روز مباهله پيامبر اسلام چهار تن همراهان خود را زير چادر مشكى رنگى، وارد كرد و اين آيه را تلاوت نمود: (إِنَّما يُرِيدُ اللّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت وَيُطَهِّركُمْ تَطْهِيراً)زمخشرى پس ازبيان نكات آيه در پايان بحث مى نويسد: سرگذشت مباهله و مفاد اين آيه بزرگترين گواه بر فضيلت اصحاب كساء است و سندى زنده بر حقانيت آيين اسلام مى باشد.