منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٥
«پروردگارا من تو را مى خوانم و به وسيله پيامبر رحمت «محمّد» به سوى تو روى مى آورم، اى پيامبر رحمت، من به وسيله تو رو به خداى تو آوردم، تا حاجتم برآورده شود».
وى اين كار را انجام داد و پيش خليفه رفت و حاجت او برآورده شد سپس با عثمان بن حنيف ملاقات كرد و سند دعا را خواست وى گفت من با گروهى در حضور پيامبر بوديم كه مرد مبتلا به درد چشم آمد، و از حضرت درخواست دعا كرد پيامبر به او همين كار را كه من به تو گفتم تعليم داد.[١]
به طور مسلم مقصود از جمله «لتقضى حاجتى» اين است كه در پرتو دعاى تو حاجتم برآورده شود، زيرا دعاى تو مستجاب است.
٢. پس از رحلت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) صفيه دختر عبدالمطلب قصيده اى در رثاى پيامبر سروده و سيره نويسان آن را نقل كرده اند، يك بيت از آن قصيده اين است:
ألا يا رسول اللّه أنت رجاؤنا *** وكنت بنا برّاً ولم تك جافياً
«اى پيامبر خدا تو اميد ما هستى و در گذشته نسبت به ما مهربان بوده و جفا كار نبودى».
مقصود از جمله «أنت رجاؤنا» چيست، جز اين است كه ما به شفاعت و دعاى تو اميدواريم و درخواست مى كنيم كه در حقّ ما دعا و شفاعت كنى؟[٢]
درپايان نكته اى را متذكر مى گرديم و آن اين كه: آيات و رواياتى را كه در اين بخش ذكر كرديم براى اثبات مطلوب كافى است . چون مسأله از نظر همه فرقه هاى اسلامى مورد اتفاق است بيش از اين پيرامون آن سخن نمى گوييم و از همين جهت از نقل رواياتى كه در كتابهاى شيعه پيرامون شفاعت خواهى وارد شده است خوددارى مى كنيم.
[١] المعجم الكبير للطبراني: ٩/٣٠ ـ ٣١ باب ما اسند إلى عثمان بن حنيف، شماره ٨٣١١. وفاءالوفاء:٢/٨٩.
[٢] كشف الارتياب، ص ٣١٢.