منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٣
وَلا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ) .[١]
«از آن روز بترسيد كه كسى به جاى كسى مجازات نمى گردد، نه شفاعت پذيرفته مى شود، و نه غرامت و بدل قبول مى گردد و آنان يارى نمى شوند».
٢. (وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَيْئاً وَلا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَلا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ).[٢]
اين دو آيه به گواهى ما قبل و مابعد آنها، هر دو مربوط به نفى شفاعتى است كه يهود درباره خويش معتقد بودند وجمله (واتّقوا) در هر دو آيه خطاب به آنان است و آيه ماقبل هر دو، آيه زير است:
(يا بَنى إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِىَ الَّتى أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ) .[٣]
«اى گروه بنى اسرائيل نعمت هاى مرا كه بر شما ارزانى داشته ام به خاطر بياوريد، و من شماها را بر جهانيان برترى داده ام».
در اين صورت اين دو آيه كه پذيرفته شدن هر نوع شفاعت را نفى مى كند، ناظر به شفاعتى است كه فرزندان اسرائيل درباره خويش معتقد بودند، آنان مى گفتند: ما فرزندان پيامبران هستيم و هر اندازه بار گناه ما سنگين باشد، پدران ما در حق ما شفاعت خواهند كرد.
اعتقاد به چنين شفاعتى بى قيد و شرط، و اين كه دست فرزندان پيامبران در انجام هر نوع كار زشتى باز باشد، و انتساب آنان به خاندان رسالت كافى
[١] بقره/٤٨.
[٢] بقره/١٢٣.
[٣] بقره/٤٧و١٢٢.