منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
تواتر سند، و قطعى بودن دلالت
استدلال با حديث غدير بر اصلى از اصول دين در گرو قطعى بودن حديث از نظر سند، و دلالت است، خوشبختانه هر دو شرط در اين حديث به نحو روشن متحقق مى باشد، امّا از نظر سند تنها از علماى اهل سنت ٣٦٠ تن اين حديث را در طول چهارده قرن نقل كرده، و در هر قرنى حديث حالت تواتر داشته است حتى گروهى درباره سند اين روايت كتابهاى جداگانه نوشته اند، مثلاً طبرى (متوفاى ٣١٠) در كتابى به نام : «الولاية فى طرق حديث الغدير» اين حديث را از ٧٥ طريق نقل كرده است.
ابن عقده كوفى (متوفاى ٣٣٣) در رساله ولايت اين حديث را از ١٠٥ طريق نقل كرده است.
تحقيقات كافى كه در باره حديث غدير از نظر سند انجام گرفته هر نوع شك و ترديد را در صدور اين حديث نفى مى كند[١] تا آنجا كه غالباً شعراى عرب زبان در قصايد خود به مناسبتهايى از اين حديث ياد كرده اند.
مهم در حديث غدير، قطعى بودن دلالت آن است، با توجه به قراين موجود در حديث مى توان گفت كه مقصود از «مولى» در جمله «من كنتُ مَولاه فهذا علىٌّ مَولاه» أولى به تصرف است.
[١] به كتاب شريف «الغدير» جلد يكم مراجعه بفرماييد.