منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
روز از اين نعمت الهى بى بهره بودند، بلكه به خاطر يك رشته گناهان و نافرمانيها، پرده اى بر گوش و چشم آنان افتاد و آنان را از بهره گيرى از اين دونعمت محروم ساخت.
روشنگر اين آيه، دو آيه ديگرى است كه مى فرمايد:
(...لَوْ كُنّا نَسْمَعُ أَو نَعْقِلُ ما كُنّا فى أَصحابِ السَّعيرِ* فاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لاَِصْحابِالسَّعيرِ).
«مى گويند اگر ما مى شنى[١]ديم يا تعقل مى كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم، اينجاست كه به گناه خود اعتراف مى كنند، دور باشند دوزخيان از رحمت خدا».
در همه موارد گناهكاران از مواهب طبيعى الهى برخوردارند، ولى متأسفانه از آن بهره نمى گيرند چنان كه مى فرمايد:
(...لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْينٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ اذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ...) .[٢]
«براى آنان دل هايى است كه با آن انديشه نمى كنند، و چشمانى است كه با آن نمى بينند، و گوشهايى است كه با آن نمى شنوند، همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر».
مجموع آيات ناظر به اين است كه كافران و گنهكاران از مواهب الهى بهره نمى گيرند، نه اين كه فاقد اين مواهب مى باشند و آيه مورد بحث ناظر به اين است كه آنان بر اثر فرورفتگى در گناه به پايه اى مى رسند كه قدرت شنوايى، بينايى آيات حق از آنان سلب مى گردد.
[١] ملك/١٠ـ ١١.
[٢] اعراف/١٧٩.