منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٠
پاسخ
در گذشته گفته شد كه يكى از معانى شفاعت همين است كه در اين انتقاد خلاصه گرديده است ولى هرگز دليل نداريم كه معنى شفاعت منحصر به همين معنى است و اين مطلب در گذشته به صورت گسترده بيان گرديده و نيازى به تكرار نيست.
ولى در اين جا جمله اى را اضافه مى كنيم و آن اين كه: هرگاه معنى شفاعت اين است كه تبليغ پيامبران و عمل ما به دستور آنان، مايه نجات است، پس چرا قرآن از يك آمرزش گسترده نويد مى دهد كه منوط به توبه و عمل نيست و يگانه شرط آن را فقط ايمان به خدا و اصول و اركان اسلام مى داند آنجا كه مى فرمايد:
(إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ...) .[١]
«خداوند گناه شرك را نمى بخشد و پايين تر آن را مى بخشد».
در گذشته گفتيم كه اين بخشودگى مربوط به توبه نيست و گرنه بايد شرك را نيز در صورت توبه كه همان بازگشت به توحيد است ببخشد، در صورتى كه در اين آيه شرك را استثنا كرده و نفى مى كند. از اين جا مى فهميم كه خداوند داراى رحمت خاص و گسترده اى است كه احياناً بدون توبه و عملى شامل حال افراد با ايمان مى گردد.
اين خود يك نوع شفاعتى است كه ربط به شفاعت عملى كه انتقاد كننده مدعى حصر معنى شفاعت در آن است ندارد.
[١] نساء/٤٨ و ١١٦.