منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٦
ولى به قرينه (...مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ...) [١] مى توان گفت كه اين استثناها نيز مربوط به شفيع خواهد بود نه به افرادى كه مورد شفاعت قرار مى گيرند.
٢. شفيعان ما در روز رستاخيز شفيعان مأذونى خواهند بود كه در حقيقت مجريان اوامر خدا و مظهر اراده حكيمانه او مى باشند و ما هرگز در روز رستاخيز شفيع مستقل ومطاعى كه از جانب خود امر و نهى صادر كند و فرمانروايى نمايد، نخواهيم داشت از اين جهت قرآن به شدت وجود چنين شافعان را نفى مى كند و مى فرمايد:
(...ما لِلظّالِمينَ مِنْ حَميم وَلا شَفيع يُطاعُ) .[٢]
«در روز قيامت براى گروه ستمگر دوست مهربان و شفيعى كه فرمان آنان مورد اطاعت باشد وجود ندارد».
شفيعان روز رستاخيز هرگز صاحبان اراده و مصادر دستور و فرمان نيستند بلكه مظاهر اراده خدا، و مجريان فرمان او مى باشند، از اين جهت در اين آيه وجود شفيع مطاع را به شدت انكار كرده و در آيات ديگر به وجود شفيعان مأذون تصريح نموده است.
گروه هفتم
در اين بخش آياتى را مى خوانيم كه نه تنها به طور كلى از وجود شافعانى خبر مى دهد كه درباره بندگان گنهكار شفاعت مى كنند بلكه انگشت روى نام و مشخصات آنها گذارده و معين مى كند مانند:
١.(وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ* لايَسْبِقُونَهُ
[١] بقره/٢٥٥.
[٢] غافر/١٨.