منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦
اماميه بر آن معتقد است عبارت است از اصول:
١. عدل الهى.
٢. امامت و جانشينى از پيامبر.
در اصل نخست معتزله با شيعه اماميه هم عقيده بوده و هر دو گروه به عنوان عدليه معرفى مى شوند. در حالى كه اصل دوم از خصايص شيعه اماميه به شمار مى رود.
در اين جا دو سؤال به نحو ياد شده در زيرمطرح مى باشد و آن اين كه:
١. چگونه اعتقاد به عدل، از آنِ شيعه و معتزله باشد مگر گروههاى ديگر مانند اشاعره خدا را عادل نمى دانند؟! و العياذ باللّه خدا را ظالم و ستمگر مى دانند.
٢. مسأله امامت يك مسأله همگانى است و همه فِرَق اسلامى به خلافت از پيامبر معتقدند در اين صورت چگونه عقيده به امامت و خلافت از خصايص شيعه به شمار مى رود.
در پاسخ سؤال نخست يادآور مى شويم كه همه فِرَق اسلامى خدا را به عدل توصيف مى كنند و احدى نمى گويد خدا ظالم و ستمگر است، چيزى كه هست، اختلاف در مفهوم عدل و دادگرى است، شيعه و معتزله مى گويد: عدل يك معنى روشن وواضح دارد كه همه عقلاى جهان آن را از آن لفظ مى فهمند و اگر خدا را به عدل توصيف مى كنيم، با توجه به همان مفهوم عمومى است . مثلاً انسان بى گناهى را كيفر دادن بر خلاف عدل است و خدا عادل است. يعنى بر چنين كارى دست نمى زند در حالى كه غير اين دو گروه مى گويد هر چه خدا انجام دهد، آن عين عدل است. خواه كار خدا با آن مفهوم گسترده نزد عقلا تطبيق بكند يا نه. و در همان مثَل اگر فرد بى گناهى را