منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٨
و نيز در جاى ديگر مى فرمايد:
روز قيامت پيامبر (صلى الله عليه وآله) در حقّ گنهكاران از شيعه، شفاعت مى كند و خدا نيز شفاعت اورا مى پذيرد، امير مؤمنان (عليه السلام) نيز به همين صورت شفاعت مى نمايد و خدا شفاعت او را قبول مى كند، حتى مؤمن نيكوكار، در حقّ دوست گنهكار خود، شفاعت مى كند، و شفاعت او نتيجه بخش بوده خداوند آن را مى پذيرد، و اين حقيقتى است كه دانشمندان اماميه همگى برآنند و قرآن به اين مطلب تصريح كرده و احاديث اسلامى نيز آن را تأييد مى نمايند.
ولى افراد كافر شايستگى شفاعت را ندارند، از اين رو، روز بازپسين از روى حسرت مى گويند:
(فَما لَنا مِنْ شافِعينَ* وَلا صَديق حَميم) .[١]
«براى ما نه شافعى هست، نه دوست مهربانى».
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) فرمود: من روز رستاخيز شفاعت مى كنم، و شفاعتم پذيرفته مى شود،على (عليه السلام) نيز شفاعت مى كند و شفاعت او قبول مى گردد، و كمترين شفاعتى كه يك فرد مؤمن مى تواند انجام دهد اين است كه در حقّ چهل تن از برادران دينى خود شفاعت مى نمايد.[٢]
٤. «مرحوم شيخ طوسى»(متوفاى سال ٤٦٠) در تفسير آيه (...وَلا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ...)[٣]مى گويد: هدف آيه نفى پذيرفته شدن شفاعت در حقّ گروه كافر است، زيرا پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) در حقّ افراد با ايمان شفاعت خواهد كرد و نتيجه شفاعت، نجات گروهى از گنهكاران از عذاب الهى است.
[١] شعراء/١٠٠و ١٠١.
[٢] اوائل المقالات،ص ٥٢و ٥٣.
[٣] بقره/٤٨.