منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧
٧. (...كُلُّ امْرِى بِما كَسَبَ رهِينٌ) .[١]
«هر فردى در گرو عملى است كه به دست آورده است».
٨. (إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) .[٢]
«كيفر و پاداش اعمال خود را مى بينيد».
اين آيات و نمونه هاى آنها انسان را مسئول افعال خود معرفى مى كند، و او را در كارهاى مربوط به ايمان و كفر و آنچه كه پاداش و كيفر دارد مختار و آزاد معرفى مى نمايد. بنابراين نسبت انديشه جبر به قرآن نسبت ناروا است و كاملاً با اين آيات در تضاد است.
البته طرفدارى از اختيار و آزادى انسان، نبايد به گونه اى تفسير شود كه نياز او را به خدا در انجام كار ناديده بگيرد، و در نتيجه با نفى «جبر» به «تفويض» پناهنده شود، و به نوعى «ثنويت» و دوگانگى در تأثير دچار گردد، و به ديگر سخن: آزادى انسان در تصميم گيرى و گزينش يكى از دو طرف فعل به معنى تفويض و وانهادگى نيست به گونه اى كه فعل او به تمام معنى به وى وابسته شود، و از خدا منقطع و بريده گردد زيرا يك چنين عقيده با توحيد افعالى (در جهان يك مؤثر مستقل بيش نيست) منافات دارد، بنابراين بايد راهى ميان جبر و تفويض برگزيند.
خاندان رسالت پيامبر از روز نخست با دو انديشه باطل مبارزه كرده اند و كاملاً با آن دو مخالف بودند اين دو انديشه عبارت است:
١. جبر يعنى انسان در كارهاى خود فاقد اختيار است.
٢. وانهادگى (تفويض) و اينكه بشر در كارهاى خود مستقل بوده و در انجام كارهاى خويش نيازى به خدا ندارد.
[١] طور/٢١.
[٢] طور/١٦.