منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٢
ابن تيميه كه از مخالفين سرسخت درخواست شفاعت از شافعان راستين است در كتاب زيارة القبور حديثى از پيامبر گرامى به شرح زير نقل مى كند:
عرب بيابانى حضور رسول خدا رسيد و گفت: جانها به لب آمده و گرسنگى ما را فرا گرفته وچهارپاها نابود شده اند سپس اين دو جمله را گفت:
١. «فادع لنا فانّا نستشفع باللّه عليك».
«من خدا را به سوى تو شفيع مى آورم».
٢. «وبِكَ على اللّه».
«و تو را نيز شفيع خود به درگاه الهى قرار مى دهم».
پيامبر گرامى از ميان دو گفتار او تنها گفتار نخست او را تخطئه كرد، زيرا معنى ندارد خدا را پيش پيامبر شفيع قرار دهيم.
زيرا هرگز خداوند چيزى از بندگان خود درخواست نمى كند تا شفيع انسانى نسبت به انسان ديگر باشد، زيرا لازمه شفيع بودن; سؤال و درخواست از ديگرى است بلكه برعكس بايد مخلوق خدا را شفيع خود، به درگاه الهى قرار دهيم ازاين نظر پيامبر پس از تسبيح خدا چنين گفت:
«ويحك انّ اللّه لا يُستشفع به على أحد من خلقه شأن اللّه أعظم من ذلك».[١]
«واى بر تو، شأن خداوند بالاتر از آن است كه پيش كسى شفيع قرار داده شود».
از اين بيان استفاده مى شود كه پيامبر گرامى تنها جمله نخست را تخطئه كرده ولى جمله دوم را كه از پيامبر خواست در حقّ اوشفاعت كند، صحيح و پاى برجا دانسته است.
«احمد بن حنبل» و «ترمذى» دو محدث معروف از «عثمان بن حنيف»
[١] زيارة القبور، ص ١٥٥.