منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
مستدل با آن استدلال كرده است در صورتى كه چنين استعمالات جزئى به صورت مجاز دليل نمى شود كه هميشه دعوت را به معنى عبادت تفسير كنيم و درخواست حاجت و دعا از كسى، به شكل معقول را محكوم به شرك بنماييم.
آيا شفاعت حق مختص خدا است؟
آيه زير حاكى از آن است كه شفاعت حقّ خدا است در اين صورت درخواست شفاعت از ديگرى چه معنى دارد؟ اينك آيه:
(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعاءَ قُلْ أَوَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَلا يَعْقِلُونَ* قُلْ للّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً) .[١]
«بلكه آنان جز خدا شفيعانى اتخاذ كرده اند بگو، اگر آنان چيزى مالك نباشند و چيزى را تعقل نكنند(چگونه مى توانند شفيعان شما باشند) بگو شفاعت همگى ازآن خدا است».
پاسخ
مقصود از جمله (للّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً) اين نيست كه خدا شفاعت مى كند و بس و ديگرى حقّ شفاعت كردن ندارد، زيرا شكى نيست كه خدا هيچ گاه درباره كسى نزد ديگرى شفاعت نمى كند بلكه مقصود اين است كه خداوند مالك اصل شفاعت است و هيچ كس جز به اذن او نمى تواند شفاعت كند و شفاعت ديگران بسته به اذن و ارتضاى او است، و اين حق و مقام را خداوند اصالتاً داراست و او است كه آن را به ديگران واگذار مى كند.
و به عبارت ديگر مقصود از آيه اين است كه شفاعت از آن خدا است نه
[١] زمر/٤٣ـ٤٤.