منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٢
«هر كسى را بخواهى نمى توانى هدايت كنى بلكه خدا هر كس را بخواهد هدايت مى نمايد».
٢. (وَما[١] أَكْثَرُ النّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنينَ) .[٢]
«غالب مردم هر چند اصرار بورزى ايمان نمى آورند».
اين دو آيه وهمچنين دو آيه پيش كه ايراد كننده با آن استدلال كرد، مى خواهند برسانند كه كار هدايت در دست خدا است و خواست پيامبران در اين مورد مؤثر نيست، و هادى واقعى و مقلب قلوب دل ها، و روشنى بخش روح ها خدا است و بس.
چنان كه در آيه ديگر به صورت عموم به اين حقيقت اشاره مى كند و مى فرمايد:
(لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِشَىْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ...) .[٣]
«كارى در دست تو نيست يا توبه آنان را مى پذيرد و يا عذاب مى كند».
گواه روشن بر اين كه هدف آيات اين نيست كه پيامبر مطلقاً قدرت بر اسماع اموات ندارد بلكه مى خواهد برساند كه بدون مشيت الهى، تو كارى را درباره افراد اعم از ميت حقيقى و مجازى نمى توانى انجام دهى، خود آيه دوم است، زيرا در اين آيه، پيش از آن كه بگويد: (وَما اَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِى الْقُبُورِ) : «تو مردگان را نمى توانى تفهيم نمايى» مى فرمايد:(إِنَّ اللّهَ يسمعُ مَنْ يَشاءُ) :«خداوند است كه هر كه را بخواهد تفهيم مى كند».
[١] اگر زمينه هدايت در طرف موجود باشد; قطعاً مشيت الهى به هدايت او تعلق مى گيرد، و از اين نوع آيات نبايد به نفع گروه «جبرى» استفاده كرد.
[٢] يوسف/١٠٣.
[٣] آل عمران/١٢٨.