منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٦
تُرْجَعُون) .[١]
«بگو: شفاعت همگى مال خدا است و او مالك آسمانها و زمين است سپس به سوى او باز مى گرديد».
اين گروه از آيات به روشنى مى رسانند كه شفاعت از آن خدا است و همه اش در دست او است و كسى حق شفاعت ندارد.
افراد غير وارد در مسايل مذهبى، با ملاحظه آيه اخير (قُلْ للّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً...) : «بگو كه شفاعت از آن خدا است» قدرى درباره شفاعت ترديد كرده و مى گويند با وجود چنين انحصارى چگونه مى توان گفت در روز رستاخيز غير از خداوند شفيعانى نيز داريم.
پاسخ اين گفتار روشن است، زيرا گذشته از تحقيقى كه پيرامون آيات شفاعت و چگونگى دلالت آنها به عمل خواهيم آورد، ماقبل آيه گواه بر اين است كه هدف آيه كوبيدن پندار بت پرستان است كه بت ها را شفيعان خود مى دانستند، قرآن مجيد براى ابطال اين انديشه مى گويد: (...للّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً) : «شفاعت از آن خدا است و بس، نه از آن بت ها». و هرگز آيه ناظر به شفاعت ديگر شفيعان مانند پيامبران و اوليا وصلحا، نيست، در اين باره كافى است ما قبل آيه را ملاحظه بفرماييد، اينك متن آيه ما قبل:
(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعاءَ قُلْ أَوَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَلا يَعْقِلُونَ) .[٢]
«يا اين كه غير از خدا شفيعانى براى خود گرفته اند بگو هر چند آنها مالك چيزى نباشند و مطلبى را درك نكنند».
آنگاه در آيه بعدى مى فرمايد:(قُلْللّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً...) «بگو: شفاعت از
[١] زمر/٤٤.
[٢] زمر/٤٣.