منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
كه بعداً گفته خواهد شد) از عذاب نجات پيدا كرده خداوند از تقصير آنان در مى گذرد.
ولى يكى دو فرقه از علماى اسلام به نام «معتزله» و «خوارج» اصل شفاعت را پذيرفته اند امّا در تفسير آن با ديگر علماى اسلام مخالفت ورزيده اند، و تصور نموده اند كه شفاعت مربوط به افراد مطيع ونيكوكار است نه گنهكار، و در نتيجه شفاعت پيامبر (صلى الله عليه وآله)سبب افزايش درجه وپاداش نيكوكاران است نه نجات گهنكاران.
علت اين كه اين گروه با تمام علماى اسلام در معنى شفاعت مخالفت كرده اند، نظريه اى است كه قبلاً درباره مرتكبان گناه كبيره اختيار كرده اند. زيرا اين دو فرقه معتقدند كه مرتكبان گناه كبيره هيچ گاه بخشوده نمى شوند و پيوسته در آتش خواهند بود; از اين جهت ناچار شده اند كه ظاهر آيات شفاعت و احاديث را به صورت غير صحيحى تفسير كنند واگر قبلاً چنين پيشداورى نمى كردند، هرگز آيات و احاديث مربوط به شفاعت را اين گونه توجيه نمى نمودند، زيرا پيشداورى در يك موضوع، مايه گمراهى و لغزش در موضوعات ديگر مى شود.
هدف در اين بخش به اصطلاح «استقصاء» و بررسى تمام كلمات و سخنان دانشمندان اسلام پيرامون شفاعت نيست، زيرا انجام اين كار به تتبع فراوان و بررسى كتابهاى عقايد و مذاهب، و تفسير و حديث كه در عصور و قرون اسلامى نوشته شده است نياز دارد، و اين كار از هدف اين كتاب كه تحقيق مسأله شفاعت از ديدگاه قرآن است بيرون مى باشد.
ولى براى ارائه نمونه، آرا و نظرات دانشمندان بزرگ اسلامى را اعم از