منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٤
بيرون آيند.
سپس مى گويد: تفصيل اين مطالب در كتابهاى آسمانى و احاديثى كه از پيامبران وبالأخص پيامبر اسلام رسيده است وارد شده است.[١]
او نه تنها در اين رساله بلكه در رساله ديگر خود «الاستغاثه» به صحت شفاعت تصريح كرده و معتزله و خوارج را كه منكر شفاعت به معنى معروف شده اند گمراه و بدعت گذار، معرفى مى كند و مى گويد: شفاعت به طور تواتر و از طريق اجماع ثابت شده و كسانى كه پس از اقامه دليل، چنين موضعى را انكار كنند كافر مى شوند.[٢]
با اين كه «ابن تيميه» نخستين فردى است كه بذر مذهبى را كه بعدها به «وهابيگرى» معروف شد، در جامعه اسلامى پاشيده است امّا در اين دو كتاب به وجود شفاعت به طور صريح اقرار كرده و منكر آن را كافر شمرده است.
١٥. «محمد بن عبدالوهاب»[٣] مؤسس فرقه «وهابى» است كه برخى او را از منكران شفاعت پنداشته اند ولى حقيقت بر خلاف اين است، زيرا وى با تمام انحرافاتى كه در مسائل مربوط به «ولايت» دارد هرگز منكر شفاعت نيست
[١] الرسائل الكبرى:١، رساله عقيده واسطيه،ص٤٠٧; اين رساله ازميان رسائل وى مستقلاً نيز در بيروت چاپ شده به ص٧٦ مراجعه شود.
[٢] الرسائل الكبرى، رسالة الاستغاثة:١/٤٨١.
[٣] محمد بن عبدالوهاب، در سال ١١١٥هجرى قمرى در «نجد» ديده به جهان گشود و در سال ١٢٠٦ ديده از جهان پوشيد. وى به عقيده برخى نخستين مروج مذهب «سلفيه» پس از ابن تيميه است و در حقيقت مكتب وى پرتوى از سخنان او مى باشد.
از اين جهت شايسته ديديم كه نظر وى را درباره شفاعت پس از نقل سخنان «ابن تيميه» يادآور شويم هر چند از نظر زمان، وى از علماى اواخر قرن دوازده، و اوايل سيزده به شمار مى رود.
براى آگاهى از شرح حال او به كتاب «الاعلام» تأليف زركلى:٧/١٣٧ و١٣٨و «معجم المؤلفين» نگارش عمر رضا كحاله:٢/٢٦٩ مراجعه فرماييد.