منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٧
اينك ما به نمونه هاى مختلف آن اشاره مى كنيم:
١. كارهاى حرامى كه فقط جنبه قانون شكنى دارد و تجاوز به حريم قانون الهى به شمار مى رود و حقوق انسانى در ميان نيست. در اين مورد تنها ندامت و پشيمانى كافى است مشروط بر اين كه تصميم بگيرد كه بار ديگر به مثل آن باز نگردد مانند ميگسارى، دروغگويى، آميزش حرام با زن بى همسر و... در اين موارد فقط ندامت و تصميم بر عدم انجام آن كافى است.
٢. ترك واجبات دينى، مانند نماز، روزه،حج كه خود گناه كبيره به شمار مى روند. در اين مورد علاوه بر ندامت، بايد آنها را قضا نمايد و در مثل حج كه تأخير آن حرام است، بايد در اولين فرصت ممكن آن را انجام دهد.
در مواردى كه عملى در زمان خاصى مطلوب است نه در غير آن، مانند نماز عيد فطر و قربان، تنها ندامت كافى بوده و قضا لازم نيست.
٣. گناهانى كه در آن به حقوق مردم تجاوز شود، خواه مال انسانى را تلف كند يا به جان انسانى آسيب برساند، يا به آبروى كسى لطمه وارد نمايد. در اين موارد، علاوه بر ندامت، بايد به جبران حقوق ياد شده بپردازد. مثلاً بايد اصل مال مردم را در صورت امكان و يا مثل و قيمت آن را در صورت فقدان اصل مال ادا نمايد، و اگر ضررى بر جان انسانى رسانده است، بايد خود را براى قصاص عرضه نمايد، و يا در صورت موافقت طرف، مطابق شرع ديه آن را بپردازد. در تعيين پايه ديه مانند ديه نفس، يا عضو آن هم از طريق عمد يا خطا، بايد به كتابهاى فقيهان مراجعه نمايد. اگر به آبروى كسى آسيبى رسانده است، بايد از او طلب حليّت نمايد و آن را به نوعى جبران كند و اگر در انظار عمومى او را به كار زشتى متهم كرده است، در ميان همان جمع بايد سخن خود را تكذيب نمايد، و اگر اين چنين «استحلال» امكان پذير نباشد، ويا فسادى به دنبال داشته باشد، درباره او طلب آمرزش كند و از خدا بخواهد كه