منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
٢٤. «سيد سابق» استاد دانشگاه «الازهر» مى نويسد:
مقصود از شفاعت اين است كه از خداوند براى مردم خير طلب كنيم و در حقيقت شفاعت نوعى از دعاى استجابت شده است.
بخش بزرگ اين شفاعت مربوط به سرور ما پيامبر خدا است، او از خدا مى خواهد كه در ميان مردم حكم و داورى كند تا از وحشت محشر كاسته شود، در اين موقع خداوند دعاى او را مستجاب مى كند و همه خلايق به مقام بزرگ او غبطه مى خورند و برترى او بر ديگران ثابت مى گردد و اين همان مقام بلند وپسنديده است كه خداوند به وى وعده كرده است، آنجا كه مى فرمايد:
(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً) .[١]
«بخشى از شب را عبادت كن شايد خداوند تو را بر مقام پسنديده اى برانگيزد».
سپس استاد به برخى از روايات شفاعت و شروط پذيرفته شدن آن مى پردازد و بحث را به پايان مى رساند.[٢]
٢٥. «دكتر سليمان نيا» استاد فلسفه در دانشكده اصول دين، در تشريح نظرات «شيخ محمد عبده» مى نويسد:
درباره كسانى كه خداوند براى شفاعت، به آنان اذن داده(مانند پيامبران و مؤمنان) و مى توانند براى نجات گنهكاران و بالا بردن درجه ديگران كوشش نمايند، قرآن مجيد مى فرمايد:
(يَوْمَئِذ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ...) .[٣]
«در چنين روز شفاعت كسى نفعى نمى بخشد، مگر آن كس كه از طرف خداوند مأذون
[١] اسراء/٧٩.
[٢] العقائد الإسلامية، ص ٢٧٣ و٢٧٥ تأليف السيد سابق، ط دار الكتاب العربى بيروت.
[٣] طه/١٠٩.