منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٦
امكان، و اين كه هدف آيات شفاعت اثبات امكان آن است در برابر ادعاى امتناع، شبيه بحث هاى فلسفى است كه فلاسفه پيرامون امتناع و امكان چيزى با يكديگر بحث و گفتگو مى كنند و حمل آيات قرآن بر يك چنين معنى كه دور از اذهان عمومى است از نظر اصول تفسير صحيح نخواهد بود.
قرآن كتاب فلسفى نيست كه درباره امتناع و امكان چيزى سخن بگويد.[١] قرآن كتاب زندگى و تربيتى است و هدف آن تشريح يك رشته امورى است كه بشر در اين جهان و يا جهان ديگر با آن روبه رو مى گردد، براى چنين كتابى كه داراى اين نوع هدف مشخص است، بحث در امكان شفاعت در مقابل امتناع آن خارج از هدف آن مى باشد.
كسانى كه آيات ياد شده را بر امكان صدور اذن از خدا حمل مى كنند، از جنبه هاى تربيتى و سازندگى شفاعت به كلى غافل و بى خبرند، اگر خداوند بزرگ شفاعت را قرار داده و در كتاب خود از آن گزارش داده است به خاطر جنبه هاى تربيتى و آثار سازندگى آن است، و چيزى كه مى تواند به گنهكاران تحرك ونيرو بخشد، و آنان را از ادامه كار زشت باز بدارد همان اعتماد و اطمينان آنان به وجود شفاعت در روز رستاخيز است نه امكان و احتمال وقوع و عدم وقوع آن.
درست است كه در دو آيه ياد شده شفاعت به اذن خدا منوط شده است و از نظر انتقاد كننده استثنا دليل بر تحقق چنين اذنى نيست.
امّا در آيه سوم [٢] شفاعت بر ارتضا و انتخاب خدا معلق شده، و از آن به صورت «فعل ماضى» كه دلالت بر تحقق آن دارد، تعبير آورده شده است. و
[١] مگر اين كه اساس بحث را امتناع و امكان چيزى تشكيل دهد مانند آيات مربوط به نفى شريك از خدا.
[٢] (...وَلا يَشْفَعُونَ إِلاّلِمَنِ ارْتَضى...) انبياء/٢٨.