منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
خداوند به زودى شاكران (استقامت كنندگان را) پاداش خواهد داد».
و نيز در آيه ديگر مى فرمايد:
(...وَطائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنٌّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَىْء قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للّهِ يُخْفُونَ فى أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الأَمْرِشَىْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا ...).[١]
«گروهى ديگر در فكر جان خويش بوده اند، آنها گمانهاى نادرستى همچون گمانهاى دوران جاهليت درباره خدا داشتند و مى گفتند آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى شود؟!، بگو همه كارها(پيروزى ها) به دست خدا است، آنها در دل خود چيزى پنهان مى دارند كه براى تو آشكار نمى سازند، مى گويند اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا كشته نمى شديم».
ممكن است تصور شود اين نوع ضعفها و نارسايى ها مربوط به آغاز هجرت است وجنگ احد در سال سوم هجرت رخ داد ولى مسلمانان در اواخر هجرت از نظر عقيده و انديشه و پايدارى به حدّكمال رسيده و شايسته آن بوده اند كه پيامبر زمام كار را به دست آنان بسپارد، ولى اين انديشه را تاريخ به شدت رد مى كند به گواه اين كه در جنگ حنين كه در سال هشتم هجرت رخ داد، مسلمانان صحنه نبرد را ترك گفته و همگى جز عده معدودى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) را تنها گذاردند، در حا لى كه پيامبر به آنان چنين خطاب مى كرد:
أين أيها الناس؟ هلّموا إلىّ ، أنا رسول اللّه.
ولذا قرآن درباره نبرد حنين مى فرمايد:
(لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فى مَواطِنَ كَثيرَة وَيَوْمَ حُنَيْن إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
[١] آل عمران/١٥٤.