منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٢
مى كنند فرداى قيامت مورد شفاعت آنان واقع مى شوند اين عقيده مشركين است كه به هيچوجه اتكاى به عمل صالح نداشتند».[١]
در پاسخ مى گوييم: واضح است كه ميزان در تشريح عقايد يك ملت، همان نوشته هاى دانشمندان وعلماى طراز اول و درجه يك آنها است، نه عقايد عوام آنها، زيرا عوام هر ملّت غالباً عقايد اصيل خود را با يك رشته اوهام و پندارها درهم آميخته و معجونى از صحيح و باطل مى سازد، بنابراين حق اين بود كه نويسنده حقيقت شفاعت را از كتابهاى اصيل اسلامى كه دست تحريف به آنها راه نيافته است مى گرفت، و درباره آن قضاوت مى نمود. از اين گذشته كجا و كى ديده شده است كه يكى از عوام، انبيا و اوليا را عبادت و پرستش كند اين چه افترايى است كه به مسلمانان زده است؟!
و نيز از شما خواننده عزيز مى پرسيم آيا جايگزين كردن محبت انبيا و اوليا در دل گناه است، آيا دوستى با اولياى خدا كه غالباً انسان را عمل به شريعت سوق مى دهد وموجب نجات مى گردد، شرك است؟ آيا اظهار ادب به اولياى خدا با برگزارى مجالس جشن و سرور در ايام سرور آنان، و برپا كردن مجالس عزادارى و گريه در ايام سوگوارى آنان آن هم با برنامه صحيح، شرك است؟ آيا مسلمانان به هيچوجه اتكاى به عمل صالح ندارند، و فقط و فقط دل خود را به شفاعت گرم كرده اند؟
سپس در پايان كلام خود مى نويسد:
«خلاصه براى نجات يافتن از عقايد شركيه راجع به شفاعت بايد سه اصل را در نظر گرفت اولاً: شفاعت بدون اذن خدا محال است، ثانياً: خداوند اذن شفاعت نمى دهد مگر آن كه قولاً و عملاً از شخص شفاعت شونده راضى باشد و ثالثاً: قول وعملى كه راضى كننده خدا است توحيد مجرد از عقايد
[١] توحيد عبادت ويكتاپرستى، ص ١٣٩.