منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٦
٣. صحابه و پايه استقامت آنان در دين
شكى نيست در ميان ياران پيامبر انسان هاى والا و وارسته اى بود كه دعاى آنان مايه نزول رحمت و خشم آنان مظهر خشم خدا بود، سخن درباره اين گروه اندك نيست، سخن در مجموع ياران اوست آيا واقعاً از نظر آگاهى و اعتقاد قلبى و استقامت در دين، به آن پايه رسيده بوده اند كه پيامبر رهبرى را به دست آنان بسپارد و برود، يا اينكه اين گروه پس از درگذشت پيامبر مانند دوران حيات او، از وجود يك رهبر قاطع و آگاه بى نياز نبودند كه اين جمع را به سوى كمال رهبرى كند و از كارشكنى ها جلوگيرى نمايد.
بررسى صفحات تاريخ نشان مى دهد كه در مراحل حساس، عقيده ها متزلزل و افكار گوناگونى به آنان رخ مى داد و انديشه بازگشت به عصر جاهلى در مخيّله ها خودنمايى مى كرد، آيا صحيح است كه پيامبر ناموس الهى (دين) را به چنين افرادى بسپارد؟ بى آنكه براى آن متولى مشخصى معين كند؟!
ما برخى از آيات را كه حاكى از انديشه عقب گرد برخى از صحابه به عصر جاهلى است منعكس مى كنيم، قرآن در باره جنگ احد كه از نبردهاى سخت و جانكاه مسلمانان بود چنين مى فرمايد:
(وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِى اللّهُ الشّاكِرين) .[١]
«محمد فقط فرستاده خدا است و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز بوده اند آيا اگر او بميرد يا كشته شود شما به عقب برمى گرديد(اسلام را رها كرده به دوران جاهليت بازگشت مى نماييد) و هر كس به عقب باز گردد هرگز به خدا ضررى نمى زند، و
[١] آل عمران/١٤٤.