منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٤
گنهكار برسد، همان طور كه فيض مادى خدا در اين جهان به وسيله يك رشته علل و اسباب طبيعى به انسانها مى رسد، همچنين مغفرت و بخشندگى كه عاليترين فيض معنوى براى بندگان خدا در روز رستاخيز است از طريق اسباب خاصى به مجرمان مى رسد. اعتقاد به چنين اسباب مادى و معنوى كه سببيّت و تأثير و كار و فعاليت آنان همگى به فرمان خدا و طبق اراده حكيمانه او انجام مى گيرد، و هم چنين درخواست شفاعت از آنها كوچكترين منافاتى با توحيد در مراحل سه گانه ندارد.
زيرا شفاعت خواهى از اوليا سبب نمى شود كه خدا را دوتا بدانيم. و يا موجودى را در تأثير و افاضه، مستقل بينديشيم و يا طوق بندگى كسى را به گردن نهيم، و او را به عنوان معبود بپرستيم. هرگاه خداوند در روز رستاخيز به اولياى خود اذن دهد كه درباره گنهكاران شفاعت كنند، هرگز براى خود شريكى تعيين نكرده است.
هرگاه بندگان خدا از اولياى خدا بخواهند كه در حقّ آنان شفاعت كنند، و حداقل شفاعت، اين است كه از خداوند بخواهند كه از گناهان آنان درگذرد، هيچ گاه آنها را به هيچ عنوانى نپرستيده اند و مستحق معبوديت و پرستش ندانسته اند. زيرا درخواست شفاعت از آنان به صورت نهايت ذلت و خضوع نبوده، و هرگز شافعان راستين را مالك زمام امور نمى دانند.
در هيچ جاى جهان سؤال از كسى را عبادت و پرستش نمى گويند بلكه سؤال در اين صورت دو حالت دارد، زيرا طرف يا قادر به انجام مورد درخواست انسان هست يا نه، در صورت نخست درخواست يك چنين كار كاملاً عاقلانه بوده، و يك نوع وسيله خواهى است كه عقل و شرع، همه را به آن دعوت نموده است، و در صورت دوم يك چنين درخواست كار احمقانه است كه بايد افراد عاقل به حكم اين كه عاقلند از آن دورى بجويند.