منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٠
شفاعت شونده و اذن او به شفاعت كننده استفاده مى شود، پس چطور مى گوييد اعتقاد به شفاعت ضرر بسيارى به اهل ديانات وارد آورده، و آن تحريفى است از تعليمات كاهنان و... آيا اين جز تناقض گويى نام ديگرى دارد؟سپس اضافه مى كند:«از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله)سؤال شد كه يا رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) سزاوارترين مردم به شفاعت تو كيست؟ فرمود: سزاوارترين مردم به شفاعت من كسى ا ست كه از صميم قلب لااله إلا اللّه بگويد پس حضرت بزرگترين اسباب نيل به شفاعت را تجريد توحيد قرار داد و اين درست بر عكس چيزى است كه مشركين مى گويند: وقتى نايل به شفاعت مى گردى كه انبيا را شفيع بگيرى، و غير از خدا به آنان هم موالات داشته باشى».
توجه كنيد ايشان در اين جمله دو مطلب فرموده اند:
١. اگر بگوييم: موالات و دوستى پيامبران در شفاعت شدن تأثير دارد، اين گفتار با توحيد و گفتن «لاإلهَ إلاّ اللّه» منافات دارد.
٢. كسى كه پيامبر را شفيع خود بگيرد مشرك است. در پاسخ اين دو گفتار توجه شما را به مراتب زير جلب مى كنيم:
اوّلاً: قرآن مجيد ما را به دوستى و موالات رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) و اهل ايمان دعوت مى كند آنجا كه مى فرمايد:
(وَمَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ) .[١]
«هر كه خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان دارند دوست داشته باشد (از حزب خدا است) و حزب خدا، حتماً چيره مى شود».
ثانياً: روشن است كسى كه خدا و رسول او و افراد با ايمان را دوست داشته باشد به حكم اين آيه از «حزب اللّه» است و خدا از اعضاى چنين حزبى
[١] مائده/٥٦.