منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦
«ديه» نبسته و دست ولىّ الدم را در قصاص و يا گرفتن خونبها باز گذارده و آن را يك نوع تخفيف و رحمت ناميده است چنان كه مى فرمايد:
(...فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِوَأَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسان ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ) .[١]
«اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود چيزى به او بخشيده شود( حكم قصاص او به خونبها تبديل گردد) بايد از راه پسنديده پيروى كند.يعنى صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد. و او (قاتل) نيز به نيكى ديه را بپردازد و در آن مسامحه نكند، اين تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما، ولى هرگاه بعد از آن تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت».
٣. فردى كه آگاهانه يا ناآگاهانه مبلغى را با سودى معيّن، قرض داده باشد، آنگاه كه از كردار خود پشيمان گردد، فقط سرمايه خود را مالك است نه بايد ستم كند، نه مورد ستم قرار گيرد، چنان كه مى فرمايد:
(...وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ) .[٢]
«اگر توبه كنيد، سرمايه هاى شما از آنِ شماست، نه ستم مى كنيد و نه بر شما ستم وارد مى شود».
و در حقيقت شعار يك فرد مسلمان، جمله (لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ) است نه ظلم مى كند و نه ستم را تحمل مى نمايد.
٤. بدهكارى كه تمكّن پرداخت دين ندارد نبايد در زندان بسر ببرد، بلكه دستور مى دهد كه طلبكار به او مهلت دهد تا در صورت تمكن بپردازد و اگر براى او ببخشد بهتر است. چنان كه مى فرمايد:
(وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَة فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرة وَ اَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ
[١] بقره/١٧٨.
[٢] بقره/٢٧٩.