منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٤
است، كه پدران آنها در باره آنها شفاعت كنند، شديداً مورد انكار اسلام است، زيرا آيين اسلام ملاك و زيربناى نجات را ايمان و عمل صالح مى داند، نه نسب و پيوند خويشاوندى.
از اين جهت قرآن شفاعت مورد نظر آنان را نفى مى كند و مى فرمايد:
(واتَّقُوا يَوماً... ولا يقبلُ مِنْها... شَفاعة...) .
اصولاً ملت يهود خود را ملت برگزيده و رشته جداگانه بافته مى انديشيدند، و گوش همه جهانيان اين جمله را از آنان شنيده است كه ما امت برگزيده خدا هستيم. نه تنها آنان بلكه به نقل قرآن مسيحيان نيز چنين عقيده اى را درباره خود داشتند چنان كه قرآن مجيد مى فرمايد:
(وَقالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَأَحِبّاؤُهُ...) .[١]
«يهود و نصارى گفتند: كه ما فرزندان و دوستان خدا هستيم».
آنان نجات در آخرت را از آن كسى مى دانستند كه به خاندان اسرائيل منتسب گردد، تو گويى انتساب به فاميل اسرائيل و يا انتساب به يكى از دو آيين هر چند عملى در كار نباشد، مايه نجات انسانها است تا آنجا كه قرآن از آنان نقل مى كند:
(وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى...) .[٢]
«گفتند: كه به بهشت جز يهودى يا مسيحى وارد نمى شود».
قرآن به طور آشكار با اين فكر مبارزه مى كند كه انتساب به فاميل اسرائيل و يا انتساب به آيينى در نجات انسان كافى باشد بلكه مايه نجات را ايمان قلبى و تسليم باطنى و عمل به آئين مى داند و در بى پايگى انتساب لفظى و فاميلى
[١] مائده/١٨.
[٢] بقره/١١١.